تبلیغات در اینترنتclose
داستان س-ک-س-ی من و رامین ۱۸
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
داستان س-ک-س-ی من و رامین ۱۸
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیمطالب طنزداستان س-ک-س-ی من و رامین ۱۸

تعداد بازدید : 266743
نویسنده پیام
tina آفلاین
مدیریت

ارسال‌ها : 109
عضويت : 5 /5 /1392
تشکر ها: 7
تشکر شده : 9
داستان س-ک-س-ی من و رامین ۱۸


داستان سکسی من و رامین


اسم من میترا است و ۲۵ سال سن دارم. حدود ۶۰ کیلو وزن دارم و قدم ۱۷۰ است برای همین درمیهمانی‌ها خیلی‌ها بهم زل می‌زنند. خیلی شیطون هستم و دوست دارم از زندگی‌ام لذت ببرم.این را هم بگویم که عاشق ناتالی پورتمن هستم و اگر به حساب تعریف از خودم نگذارید، کمی هم ازنظر چهره و فرم بدن بهش شباهت دارم. داستانی که می‌خواهم تعریف کنم، برمی‌گرده به سه سالپیش که خیلی بچه‌تر از الان بودم. اون زمان تازه به دانشگاه رفته بودم و شانس آوردم پشت کنکور نماندم تا پدر و مادرم هر روز و هرساعت بهم سرکوفت بزنند. در هر حال، ماه دوم یا سوم دانشگاه بود که یک روز به خانه آمدم و دیدمکه همکار مادرم به خانه‌مان آمده. یک زن ۵۰ ساله مهربان و چاق بود. سلام کردم و توی اتاقم رفتم.حوصله نداشتم دوباره به هال بروم تا مانتو را به جالباسی آویزان کنم. مانتو را همان‌جا در آوردم و رویصندلی انداختم. از این که میهمان غریبه داشتیم، احساس خوبی نداشتم. روی تخت دراز کشیدم وچشم‌هایم را برای چند دقیقه بستم، اما خوابم برد. چند دقیقه بعد با صدای سلام و علیک که از هالشنیده می‌شد، بیدار شدم. گوش‌هایم را تیز کردم و فهمیدم که پسر دوست مادرم که اسمش همرامین بود، به خانه‌مان آمده است. کنجکاو شدم ببینم چه شکلی است، اما حوصله نداشتم مانتوبپوشم و اتاق بیرون بروم. بی‌خیال فضولی شدم و دوباره خوابیدم. این دفعه وقتی بیدار شدم، دیدمیک پسر غریبه بالای سرم ایستاده است. تا خواستم از وحشت جیغ بکشم، او دستش را روی دهانمگذاشت. خیلی ترسیده بودم، اما نمی‌فهمیدم چطور خودش را به اتاق من رسانده بود. برای یک لحظه
تمام پاکی و معصومیت خودم را نابود شده دیدم. داشتم بالا می‌آوردم. آرزو کردم کاش می‌توانستم جیغ
بلندی بکشم، اما نمی‌شد. برای همین زیر گریه زدم. اما پسر هنوز دستش روی دهانم بود و به مناجازه نمی‌داد که حرکتی کنم. در همین لحظه سوهان ناخن را از روی میز کنار تخت برداشتم و بهصورتش ضربه زدم. یهو من را ول کرد و دیدم که سوهان ناخن توی چشمش فرو رفته. خون تمامصورتش را پر کرد. از ترس جیغ بلندی کشیدم. پسر که انتظار نداشت بهش حمله کنم، پتو را برداشتو دور سرم پیچید و آن قدر فشار داد تا خفه‌ام کند. آن‌قدر محکم پایش را چنگ انداختم که رهایم کرد.وقتی پتو را از روی سرم کنار زدم، به طرفش حمله کردم و دستش را گاز گرفتم. مزه خون را در دهانماحساس کردم. در همین لحظه چاقویی از جیبش در آورد و آن را داخل گلویم فروکرد. خون فواره زد وبه دیوارها پاشید.


این نکته را به شما یادآوری می‌کنیم که انتهای این داستان توسط هکرهای تحتاستخدام پلیس فتا وابسته به نیروی انتظامی دستکاری شده بود تا حال‌تان گرفته شود و دیگر دراینترنت دنبال این چیزها نگردید. حالا وقتی اینترنت ملی راه‌اندازی شد، دیگر از این چیزها نمی‌توانیدپیدا کنید.

امضای کاربر : گاهی وقتا دلم کلاسمونو میخواد باهمه ی سختی هایی که پاش کشیدم بازم اشک توچشم جمع میشه
سه شنبه 04 شهریور 1393 - 22:59
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
arsalan آفلاین


ارسال‌ها : 1
عضويت : 29 /3 /1395
پاسخ : 1 RE داستان س-ک-س-ی من و رامین ۱۸ :
چرت بود

شنبه 29 خرداد 1395 - 11:51
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تمامي حقوق محفوظ است . طراح قالبــــ : روزیکســــ